» آخرین عناوین :


نظرسنجی

آرشیو
عضویت در خبرنامه
چاپ دانلود ارسال

شعر/اندر حکایت جولان سگهای ولگرد در سروستان و سکوت مسئولین!

۷ بهمن ۱۳۹۶ - ۸:۵۶:۵۱ کد مطلب: 19973

مرغ سحر سروستانی در جدیدترین شعر طنز خویش از جولان سگ های ولگرد در سروستان سخن گفته است.

به گزارش خبرنگار سروستان ما، "مرغ سحر سروستانی" شاعر و طنزپرداز خوش ذوق سروستانی در جدیدترین شعر طنز خویش از جولان سگ های ولگرد در سروستان و بی توجهی و سکوت مسئولین این شهرستان سخن گفته است.

 

 

 

می چرخد و می غرد و تلخ است صدایش
انگار که این کوچه بود صحن و سرایش


اتراق نموده ست حسابی سر هر کوی
تا رهگذران گوشت بریزند برایش


آنقدر شب و روز کند ناله و نفرین،
تا اینکه بیابد به یکی سطل، غذایش


بین همه ی گونه ی سگهای شکاری،
آمد سوی ما نوع فقیر الفقرایش


تا تلخ کند زندگی مردم این شهر،
آورده در این جشن تمام رفقایش


دل می دهد و قلوه خورد در ملأ عام
هر ثانیه با ماده سگ بی سر و پایش


انگار که زاد و ولدش چون همگان نیست
هر صبح دوتا توله ی سگ هست به پایش


بیچاره یکیشان مرض هاضمه دارد
گفته ست طبیبی که بود مرغ،دوایش


ترسم که بیاید بزند زنگ در ما
دنبال کمی سوپ برای نوه هایش


گفتم که بود شهر فراوان، برو آنجا
گفتا که نسازد به تنم آب و هوایش


گفتا که نشیند به درم هر شب و هر روز
تا دزد فراری شود از ترس صدایش


حتی اگر عابد بشود همچو سگ کهف
من هرچه عطا داشت ببخشم به لقایش


ترسم که چنین گر بشود خوب و صمیمی،
از سهم تو یارانه گذارند برایش


شب تا سحر از ناله ی او خواب نداریم
ای کاش که مادر بنشیند به عزایش


دیروز که یک پیرزن از کوچه گذر کرد،
با بی ادبی رفت و دوتا کرد قبایش


هر کس که بود در کف او امنیت شهر
باید که بگیرد سگ ما، گاز کجایش؟!!!


گر پیرزن قصه ی ما، مادر او بود
کی سر بنهد نرم ، به روی متکایش ؟


آن کس که خطا کرد و به توجیه برآمد
این
مرغ سحر فاش کند باز خطایش...

 

انتهای پیام/س




نام:                       

پست الکترونیک: 
نظر شما: